عبد الحسين نوايى
180
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
مىكند . ميرزا محمد مهدى خان اين كتابخانهء عظيم را وقف ارشد اولاد خويش كرد تا مگر از فناى آن جلوگيرى نمايد . واى به كارى كه نسازد خدا . صورت وقفنامهء كتابخانه در جزو منشآت وى چاپ شده و در آن اسامى بسيارى از كتب مهم و مشهور ( و لابد كتب موجود در كتابخانه ) به تصريح يا به ابهام و نعميه و تلميح آمده است . ميرزا محمد مهدى خان با همهء گرفتاريهاى ادارى ، آن هم در خدمت مرد تندخوى زورگوئى چون نادر ، كتابهاى مهمى نوشته است . من جمله : تاريخ نادر شاه معروف به « جهانگشاى نادرى » جالب توجه است كه وى خود نامى بر كتاب خويش ننهاده ولى ايرانيان كتاب او را ، شايد هم به قياس كتاب عطاملك جوينى دربارهء چنگيز ، « جهانگشاى » خواندهاند . نه آخر ، نادر هم چون چنگيز فاتحى خونريز بود . در اين تاريخ ، مؤلف هرگز نتوانسته به صراحت و صداقتى درخور يك مورخ به شرح مطالب بپردازد . گاهى در بيان وقايع به ايجاز تمام گرائيده و گاهى هم اصلا يادى از وقايع نكرده . ولى در شرح وقايع سال آخر سلطنت نادر ، مؤلف با صراحت و روشنى تمام به ذكر مطالب و مسائل پرداخته است و پيداست كه اين فصول را بعد از مرگ نادر نوشته . درهء نادرى نيز كتاب ديگرى از اين مؤلف است در تاريخ نادر ولى خلاصهتر از جهانگشا . اين كتاب هر چند نمونهء روشنى است كه از شيوهء مغلق و متكلف نثر فارسى و نمودارى از فضلفروشى منشيانه ولى ضمنا دليل روشنى است بر احاطهء عظيم ميرزا - مهدى خان بر دقايق زبان عربى و فارسى و لغات شاذو نادر و عمق اطلاعات مؤلف در فرهنگ عظيم گستردهء ايرانى و اسلامى . لغت سنگلاخ فرهنگى است تركى در بيان الفاظ مشكل امير عليشير نوايى كه تأليف آن از زمان نادر شروع شده و به سال 1172 پايان يافته و آن از بهترين كتب لغت در زبان تركى جغتايى است . منشآت كه مجموعهاى از نامههاى اوست در زمينه فرمانها و نامههاى سلطنتى و ادارى ، ولى آنچه به نام منشآت وى چاپ شده ، آن هم به صورتى بسيار مغلوط و ناقص ، مسلما متضمن سراسر نامههاى او نيست . زيرا نمىتوان تصور كرد كه مرد توانا و منشى ماهر فاضلى چون ميرزا محمد مهدى خان ، آن هم در دستگاه پرجوش و خروش نادرى ، هر چند